در خصوص مواردی در مورد بایدها برای شرکتهای دولتی و شرکتهای زیرمجموعه بانکها و شرکتهای فرادولتی که در اصل شرکتهای مردمی تلقی میشوند و از محل صندوقهای بازنشستگی یا صندوق های متعدد مردمی تشکیل شده اند، یا اینکه به عنوان شرح شغلی اجرای موارد مردمی شکل گرفتهاند، برای واگذاری این شرکتها طبق موارد مطرح شده با نظر مدبرانه به جمیع موارد موجود زنجیره ترکیبی از شیوهها و کاربستها تدبیر و تعیین شده که با گزار ارزشهای خاصی مطرح میشود و زنجیره ارزش آن کاملا مشهود میشود که مبتنی بر چه ظرفیتهایی است و بر اساس چه اصول و قواعدی کار میکند و چه وجوه تمایزی ایجاد میکند، به شرح ذیل شرح داده میشود.
ما در عصر تکنولوژی زندگی میکنیم که خوشبختانه پیشرفت تکنولوژی خصوصا در عصر دیجیتال و انقلاب صنعتی چهارم به شکل و گونهای است که بسیار به نفع کشورهایی است که یا دارای ظرفیتهای ذخیره ارزی و پولی در دنیا هستند یا حائز ظرفیت تولیدی در سطح بینالمللی مطرح می شوند و یا دارای زنجیره ای از فکر افزارها و سرمایه نیروی انسانی هستند، یا منابع معادن و انرژی و ذخایر انرژی و ایتوکربنیک در اختیار دارند. بنابراین ترکیب استفاده بهینه از این تکنولوژی در این کشورها نقطه عطف و قوتی تلقی میشود زیرا بسیاری از کشورهایی که در گذشته به یک سری از موارد نپرداختند و نتوانستند به سطحی برسند که شایستگی آن را دارند، ترکیب و قابلیت و کاربستی که اعلام میشود کمک به جبران زمان از دست رفته میکند و یک میانبر علمی و قدرتمندی را ایجاد میکند برای اینکه این کشورها با استفاده از این تکنولوژیها و بومیسازی آنها خودشان را به جایی برسانند که شایستگی آن را دارند.
خصوصا در مورد کشور ما که دارای مزیت های ارزشمندی است از جمله زنجیره قدرتمندی از فکرافزارها در رشته مهندسی، و رقابت پذیری بالا در سطح بین الملل.
کشور ما دارای سرمایه فکرافزاری نیروی انسانی از لحاظ مهندسی و مدیریتی است که در دنیا نسبت به هزینه منفعت در مقایسه با کشورهای مشابه خود در دنیا دارای مزیت های مطلق و نسبی است. همچنین ایران دارای ذخایر بزرگ انرژی از جمله نفت و گاز، خصوصا گاز طبیعی است که خوراک و پایه اصلی تولید محصولات نهایی پتروشیمی است که این چرخه در این کاربستی که توضیح داده خواهد شد، به تکمیل حلقه های گمشده این زنجیره و تکمیل کردن زنجیره ارزش و تولید محصول نهایی در راستا و تحقق اقتصاد مقاومتی و مدل اقتصاد شایسته ایران است، کمک می کند.
این محصولات ابتدایی که برای تولیدات کالاهای مصرفی و کالاهای ضروری در دنیا تلقی می شود، یعنی برای ما که صاحب ذخیره انرژی هستیم این محصولات، محصولات نهایی زنجیره انرژی تلقی می شود، ولی برای تولید مصارف ضروری و مصرفی دنیا مواد اولیه و زیرساخت تولیدات محسوب می شود.
بنابراین ایران که دارای این ذخایر انرژی و فکرافزاری سرمایه نیروی انسانی ، مهندسی و فنی و حتی علمی است و از سوی دیگر دارای زیرساخت های عظیمی ـ هم از لحاظ پتانسیل های بالقوه و بالفعل ـ دارای شبکه عظیمی از کارخانجات تولیدی است و با توجه به موقعیت سوق الجیشی خاص ایران در خاورمیانه، جزو کشورهایی تلقی می شود که با استفاده از تکنولوژی روز و مضامین انقلاب صنعتی چهارم و عصر دیجیتال و مدیریت و چگونگی مدیریت استفاده از این تکنولوژی ها در قالب کمیته های جمع نخبگان و مجربین ایرانی که در عرصه بین الملل کار کردند، می تواند با ترکیب این ظرفیت ها و استفاده از تکنولوژی ها و بومی سازی آن، به راحتی جایگاه شایسته خود را در عرصه بین الملل از لحاظ اقتصادی خصوصا در زنجیره ارزش جهانی پیدا کند. هم از لحاظ سرمایه نیروی انسانی و فکرافزاری و هم از لحاظ حضور پررنگ در بازار جهانی برای محصولات نهایی زنجیره تامین انرژی و هم از لحاظ تولید برای خاورمیانه مخصوصا کشورهای همسایه حتی کشورهای اروپایی.
با این مقدمه می پردازیم به راهکارها، با توجه به اینکه عصر دیجیتال و تکنولوژی های موجود این امکان را به ما داده اند که با استفاده از اینترنت اشیا (IOT) و تکنولوژی هوش مصنوعی (AI) و بهینه شدن شبکه بلاکچین، که خاصیت این شبکه این است که با شیوه و مکانیزیم مدیریت غیرمتمرکز کمک می کند که زنجیره تأمین بدون اینکه ساختار اولیه و اصلی تغییر کند و بدون ادغام حقوقی و ایجاد انبار شدن مشکلات شرکت ها یا ارگان ها، زنجیره تأمین و زنجیره ارزش این شرکت ها را به شکل کاملا غیرمتمرکز و در قالب شبکه ای با حضور حجم عظیمی از پشتیبان ها و اعضای این شبکه که همانند دفاتر کل و دفاتر روزانه حسابرسی عمل می کنند و قابلیت این را دارند که هر دارایی مشهود یا غیرمشهودی را به صورت غیرمتمرکز به ثبت برسانند. با احراز همگانی و مقیاس بالای تعدد اعضای این شبکه، امنیت ثبت این اطلاعات، داده ها، یا دارایی های مشهود و نامشهود به صددرصد ارتقا پیدا می کند بدون اینکه ریسک یا خطری برای نابودی این اطلاعات یا دارایی ها وجود داشته باشد، از طرف دیگر این تکنولوژی کمک می کند که در ارگانها و شرکتها که بر اساس بلاکچین خدمات و سرویس یا دارایی هاشون رو کنترل می کنند، به صفر رسیده و عملا غیر ممکن شود.
خوشبختانه در کشور ما نیروهای انسانی و متخصص در این رشته وجود دارد. با توجه به اینکه اساسا پایه های سرمایه نیروی انسانی و هوشمندی و مطالعاتی اشخاص عملا در مقایسه با شبکه جهانی در سطح بالایی قرار دارد و اخیرا مجلس شورای اسلامی در زمینه بلاکچین اصولی را تصویب کردند که کمک می کند از این تکنولوژی به نحو احسنت استفاده کنیم.
بنابراین از سوی دیگر با توجه به مواردی که به تفصیل در بالا برای ایجاد انقلاب اقتصادی و پیاده سازی اقتصاد مقاومتی مبتنی بر اقتصاد مردمی تشریح و توضیح داده شد و تمام خط و مشی های اشتباه گذشته و چگونگی و راهکارها و شیوه تغییرات و ایجاد تحول عظیم و انقلاب در آن توضیح و تفسیر گردید و تمام مضامین علمی و راهکارهای این تحولات و حتی موانعی که نیروی انسانی در ارگان ها و شرکتهای مربوطه بوجود می آوردند و شیوه مدیریت آنها تشریح گردید، همچنین غایت نهایی از لحاظ شرع مقدس اسلامی و حکومت اسلامی نیز عنوان شد، با توجه به اینکه شرح شغلی این شرکت ها، اداره امور مردمی است و از سوی دیگر اراده و تصمیم و تدبیر و تجربه انقلاب و فرامین مقام معظم رهبری موید و موکدا بر پیاده سازی اقتصاد مقاومتی مبتنی بر اقتصاد مردمی است که خصوصا اولین و بالاترین زنجیره ملازمات امروز کشور و جامعه امروز ما هست، و یکی از بزرگترین مضامین تکامل انقلاب اسلامی و حقانیت و حسن نیت در عرصه بین الملل می باشد، تمام زیر ساخت های اجرای این موضوع وجود داشته و در قالب ایفای مدیریت ترکیبی و ایجاد گزار ارزش های مدیریتی با به کار بردن شیوه های علمی و تخصصی این برنامه وجود خواهد داشت و ارائه خواهد گردید برای اینکه بتوانیم راهکارهای بکارگیری این تکنولوژی های بین المللی و ترکیب آنها با ظرفیت های ایران را در کنار هم مدیریت و به شکل کاربست به جهت پیشبرد انقلاب اقتصادی استفاده کنیم.
با توجه به توضیحاتی که در بالا جهت لزوم تغییرات اساسی در حد انقلاب اقتصادی و موانع و کاربست ها و شیوه ها و تمام مضامین مدیریتی و چگونگی مدیریت نیروی انسانی این تحول و موانعی که ایجاد می شود، مطرح شد، این سوال ایجاد می شود که تمام شرکت های دولتی در این برهه زمانی برای تأمین بودجه و ادامه بقای از قبل ایجاد شده قطعا نیازمند این هستند که مسیر اقتصادی گذشته را ادامه دهند و سعی در بهینه سازی این مسیر، در دولت جدید، کنند تا درآمد بیشتری کسب کرده و بتوانند پشتوانه نیازهای مالی و تأمین بودجه خودشان را پوشش دهند. بنابراین سوال جدید پیش می آید و آن اینکه چطور خصوصی سازی را شکل دهیم با توجه به این شرایطی که در آن قرار گرفتیم و موقعیت و خط و مشی و کل روال گذشته که ما در این موقعیت قرار داده و تحول را چطور و با چه مکانیزمی و در چه برهه ای از زمان آغاز کنیم.
در این خصوص مطلبی که پیشنهاد می شود، راهکاری کارا و کاملا هوشمندانه با تدوین و زنجیره کردن تمام گزاره ارزشهای مختلف و متعدد از مضامین قانونی و تکنولوژیکال، خط و مشی ها، شیوه های تأمین مالی، چگونگی مشارکت های مردمی، و خط و مشی های شرکت های دولتی و ارگان های دولتی ناظر بر شرکت های دولتی و اینکه به شکل مدیریت یکپارچه با استفاده از این تکنولوژی چطور روند اجرایی را ایجاد کنیم و بستری را آماده کنیم که با تکمیل یکسری از زنجیره های اجرایی به تدریج و بدون اینکه ضرری برای شرکت های دولتی ایجاد شود، و از سوی دیگر با اضافه شدن مشارکت های بیشتر مردمی، به تدریج و بدون اینکه خلا یا توقفی در لزوم تأمین بودجه دولت و ارگان ها و وزارتخانه های دولتی ایجاد شود این موضوع را مدیریت کرده و در نهایت هدف و زنجیره ای از هدف های کوچکتر، ما را به هدف غایی و مردمی شدن اقتصاد مقاومتی و خصوصی سازی برساند.
به این ترتیب هیچکدام از مدیران ارشد حاضر در ارگان های دولتی که وظیفه دارند شرح شغلی خودشان را ایفا کنند، در ریسک و مخاطره نخواهند افتاد، بلکه مردم هم با لمس روند مثبت و رو به رشد و پیشرفت به سمت توسعه، با مشارکت خودشان باعث انگیزه خواهند شد که از لحاظ روانی آنها را به افقی از دستیابی به آمال و امنیت اقتصادی می رساند و باعث آرامش اجتماعی و فکری می شود برای آماده سازی بستر هر چه بیشتر پیشرفت اقتصادی و مشارکت مردمی و همدلی بین مردم و دولت و به این ترتیب در انتهای این برنامه شرکتهای دولتی خوشحال خواهند بود با توجه به اینکه در این روند شرح شغلی آنها کامل تر و حائز اهمیت تر و با خط و مشی های بسیار بالغ تر مواجه خواهد شد ضمن اینکه مشارکت آنها در حیطه اجتماع هیچ تعارضی برای مردم ایجاد نخواهد کرد بلکه مردم هم احساس خواهند که این روند به نفعشان است و مشارکت آنها مهم بوده و حضور آنها در شرکتهایی که به نامشان هست تسری پیدا می کند و این مشارکت روز به روز بیشتر خواهد شد.
با این کاربست و تدبیر ما با یک حرکت هوشمندانه باعث این نمی شویم که تنها در صحبت برای منفعت مردم پیش برویم ، بلکه در عمل و نتیجه ناخودآگاه به سمتی سوق داده شویم که در انتها مردم و حضور مردم را در عرصه اقتصاد در مقابله و در رقابت با شرکت های خودشان که به نام مردمی هست قرار دهیم این روند کاملا متوقف خواهد شد و نه تنها لطمه ای به شرح شغلی و وظایف و مشارکت و کار دولت جدید نمی زند، بلکه کمک می کند که در نهایت حسن نیت این همکاری و حرکت جدید مبتکرانه و خردمندانه مشارکت مردمی را به نمایش می گذارند و در عمل پیاده و اجرا کنند و یکی از مهمترین نتایج آن ایجاد و اجرای اقتصاد مقاومتی و پیاده سازی آن است و رسیدن حد جامعه و سطح اقتصادی کشور با حضور پررنگ بین المللی و مطابق شایستگی های مردمی و حد جمعیت مردم خواهد بود.
در این خصوص کاربست و راهکار تدوین شده به این ترتیب است که با استفاده از سیستم بلاکچین و سیستم هوش مصنوعی و ایجاد جمع مدیریت نخبگان کشور در قالب علمی و کمیته های اجرایی نخبگان در کنار وزارت خانه ها به عنوان نمونه ای کاری، یکی از وزارتخانه که سهم بیشتری در شرح شغلی مردمی و مسئولیت های اجتماعی دارد، با انجام بازنگری حسابرسی تمام دارایی های شرکت های زیرمجموعه خودش، و برنامه کاملا اجرایی و تنظیم مدل اقتصادی که توسط مجموعه پتروسینا پارسیان (پدکو) قبلا نمونه های موفقش اجرا شده، تمام دارایی های خودش را بازنگری کرده و در شبکه بلاکچین این دارایی ها را ثبت کرده و شرکت های دولتی زیرمجموعه خودش را ـ نه فقط از بعد سرمایه های ثبتی در اساسنامه ـ بلکه از بعد حسابرسی مهندسی و مدیریتی و نه به سبک قدیمی و سنتی، مجدد بازنگری کرده و به انجام رساند و این زنجیره تأمین و خدمات را در شبکه بلاکچین کدگزاری و پیاده سازی کند بدون اینکه هیچ ادغامی را از لحاظ حقوقی و با ایجاد تضاد مدیریتی و اجرایی تحت لوای قانون تجارت جهانی برای شرکت ها ایجاد کند بدون اینکه در شاکله حقوقی آنها دست ببرد اما با این حرکت هوشمندانه و در اختیار داشتن این تکنولوژی و نیروی انسانی تکنولوژی در ایران و مدیریت کمیته نخبگان این دارایی ها را در دولت جدید بازنگری کند و آنها را پیاده سازی و کد گذاری کند و سهم هر کدام از شرکت ها را مطابق دارایی های دقیق به سبک مهندسی بازنگری شده، معین کند و در شبکه ثبت کند و با سبک هوشمندانه مدیریت غیرمتمرکز و قراردادن این مدیریت ذیل نظر دولت، زنجیره تأمین و زنجیره ارزش آنها را به صورت یکپارچه و متمرکز با استفاده از تکنولوژی بلاکچین مدیریت کند. به این ترتیب معضلی که امروز با آن مواجه هستیم که شرکتهای دولتی که مردمی محسوب می شوند از طرفی در مواجه با دولت این مبحث مطرح می شود که ذیل قانون تجارت و شرکت ها هستند، و وقتی قانون تجارت و شرکت ها به سوی آنها می رود خودشان را مجموعه ذیل مجموعه دولت می دانند، بنابراین با این خط و مشی اشتباه نه اثربخشی مدیریت دولتی بر آنها تأثیر می گذارد و نه اثربخشی مدیریت های خارج از سیستم دولت و مردمی و نه منفعتی برای مردم داشته و متأسفانه اهم مبالغی که در این شرکت ها به صورت دارایی های نقدی وجود دارد بیشتر در سپرده گذاری بانک ها و ایجاد فرصت های بیشتر برای بانک ها برای ورود به بازار سرمایه کمک می کند و آب را در این آسیاب می ریزد به جای اینکه در جهت فرصت های مردمی از آنها استفاده شود. بنابراین تمام این موانع رفع خواهد شد و از سوی دیگر امنیت سازی عظیمی در دارایی ها و سیستم کنترلی برای شخص وزیر و کمیته ای که ناظرین رسمی و دفاتر کل و دارایی ها محسوب می شوند ایجاد می شود که نظارت صددرصد و دقیق و با یقین بصورت سیستماتیک و با استفاده از تکنولوژی در مقیاس خیلی بالا داشته باشند و به این ترتیب اختلاس ها و بسیاری از تخلفات مالی از بین خواهد رفت و به رسم ایفای وظایف اسلامی و شرعی، برای حق مردم امنیت ایجاد خواهد شد.
از طرف دیگر دارایی هایی که وجود دارد در سبک حسابرسی مهندسی و جدید نه بصورت سنتی مشهود شده و در شبکه بلاکچین کد گذاری می شود. با توجه به اینکه یکی از مزیت های تکنولوژی بلاکچین این است که ایجاد دستیابی و ورود به زنجیره ارزش جهانی می کند هم در موضع سرمایه گذاری و جذب منابع مالی و تأمین مالی با سبک های مختلف، که این سبک های مختلف کاملا در تجربه و علم این مجموعه ( پتروسینا پارسیان ( پدکو)) وجود دارد. هم اینکه باعث تحریم زدایی صددرصد خواهد شد یعنی تحریم ها با سبک سوئیف بانکی هیچ اثری روی خدمات و دارایی ها و سرویس هایی که در شبکه بلاکچین Tokenize (توکنایز) می شوند و تبدیل به دارایی های دیجیتال می شوند، نمی توانند اثر داشته باشند بنابراین مزیت دیگر آن این است که این امکان به آن شرکت داده می شود که بتواند خدمات خود را نه تنها در یک بازار رقابتی نامتعارف و ناسالمی که تا کنون در داخل وجود داشته و با اقیانوسی قرمز مواجه بوده، بلکه با مزیت های مطلقی که از بعد رقابت قیمتی و هم کیفیتی با دنیا، بدون تأثیر تحریم های ناعادلانه امروز، وارد زنجیره تقاضا و ارزش جهانی شود.
همانطور که مستحضرید یکی از وقایعی که در تاریخ امروز و عصر دیجیتال اتفاق افتاده مسئله رمز ارزها و سیستم جدید پولی است. توضیحی که درباره رمز ارزها باید داده شود این است که همه متخصصین اقتصادی در دنیا این اشراف را پیدا کردند که چرخش اقتصادی و مدیریت اقتصادی جهان از سمت غرب به سمت شرق انتقال پیدا کرده و امروز کشور چین در ازای تأمین و فعالیت های مداوم و اثربخش بیش از دو و نیم دهه اخیر و تولید و تأمین کالاهای رقابتی و حتی کپی کردن و ایجاد بستر تولید یکسری از کالاهای تکنولوژی با قیمت پایین تر از سوی صاحبان تکنولوژی غرب در چین مهیا کرده، باعث شده که بزرگترین ذخیره ارزی جهان را با عدد 3.34 تریلیون دلار، یعنی سه هزار و سیصد و چهل میلیارد دلار در جهان پیدا کند.
قطعا از سوی دیگر با توجه به مزیت های فرهنگی و مردمی که در این کشور وجود دارد، از جمله عدم وجود تفرقه بین مسلک ها و فرقه های مذهبی مختلف، این انگیزه و مدیریت فکری که از ابتدا وجود داشته باعث مزیت و برتری این کشور شده است.
ما شاهد هستیم که همین کشور با استفاده از تکنولوژی به وجود آمده روز، خودش را در منزلت و شأنی که شایسته آن است قرار داده به این ترتیب که کشور چین وقتی توانسته بعد از سه دهه تلاش خودش را در رتبه بزرگترین ذخیره ارزی جهان قرار دهد، چرا صاحب لیدر و صاحب اصلی اقتصاد جهان نباشد. بنابراین ابتدا موانعی که سبب مزاحمت برای این پوزیشن که لیاقت خودش می دانسته و واقعا در این منزلت وجود داشته را بررسی کرده و راهکارهایی را براساس تکنولوژی چیده، از جمله ایجاد ردیوآن یا ای آرن بی که همان رمز ارز دولتی چین است. اما چرا چین این کار را انجام داده؟ تحلیل ما این است که چینی ها، آمریکا را بزرگترین مانع برای پیشرفت اقتصادی و سردمداری اقتصادی و پوزیشنینگ خودشان در عرصه اقتصاد می دانند و با نگرش به سیستم سوئیفت و مدل اقتصادی بانکی Trust، عملا آمریکا را مقابل خود دیدند.
آمریکا مدیریت اقتصاد تمام سیستم های بانکی را از طریق بانک جهانی و سوئیفت در نیویورک در اختیار دارد و به این ترتیب اهم تحریم های بین المللی از این ناحیه ضربه مهلک را می زنند. به این ترتیب چینی ها مدل پولی را تغییر دادند و با استفاده از تکنولوژی، رمز ارزهایی تولید کردند که بر خلاف رمز ارزهایی مثل بیت کوین که صاحبش معلوم نیست و پشتوانه آن مشخص نیست، است و بزرگترین خزانه ملی و بانک مرکزی چین را به عنوان پشتوانه و ماینر برای رمز ارز تولیدی خودشان قرار دادند و به این ترتیب احراز قدرتمندی را به آن بخشیدند و آن را ارزشمند کردند. بحث این نیست که تکنولوژی رمز ارز منحصرا در اختیار چین باشد و تمام کشورهای دنیا می توانند این کار را انجام دهند اما تکنولوژی ساخت رمز ارز به تنهایی یک ساختار دیجیتالی مفهومی است چیزی که به آن ارزش میدهد ظرفیت ها و دارایی های مشهود و نامشهود و موقعیت های اقتصادی آتی کشور ایجاد کننده رمز ارز هست که ابنجا چون چین تمام دنیا را از لحاظ کالاهای مصرفی و تصاحب کردن بسیاری از تکنولوژی ها و ایجاد انتخاب های بالاتر و برتر و اختراعات جدید و ایجاد تکنولوژی های جدید به نام پایه های تفکر استراتژی تفکر نرم، که خودش پایه های انقلاب صنعتی دیگری است به آن دست یافته و چون حائز بزرگترین ذخیره ارزی دنیا هست و دنیا را از لحاظ کالاهای مصرفی به خودش وابسته کرده رمز ارز مفهوم و ارزش پیدا می کند. مثل اینکه ما در دو نقطه مختلف دو رستوران بنا کنیم یکی در شهر و یکی در بیابان با بهترین متریال، به ذات این دو رستوران از یک متریال استفاده کردند اما رستورانی معنا می یابد که در بازاریابی بتواند زنجیره ای از تقاضاها و مشتریان داشته باشد و پشتوانه انباری با منو و مواد غذایی اولیه و ذخیره غذایی داشته باشد اما رستورانی که در بیابان قرار گرفته چون هیچ پشتوانه ای ندارد هیچوقت به ارزش واقعی نمی رسد بنابراین اینجا با مدل رمز ارزها که تکنولوژی بلاکچین و حتی تکنولوژی های آینده تکمیلی در قالب هوش مصنوعی به ما می دهد کشوری مثل ایران با ذخایر خدادادی که دارد با تلاش و زحمات سعی و خطایی که در طول چهاردهه اخیر کسب کرده و به دست آورده با شبکه عظیمی از هوشمندی که دارایی فکرافزاری نیروی انسانی است و خصوصا با گنج خدادادی که دومین ذخیره مجموع نفت و گازی جهان محسوب می شود و انرژی هیدروکربنیک جدای از پروپاگانداهایی که در حال تسری در دنیا هستند، تا ابد بزرگترین نقش را در اقتصاد بازی می کنند. بخاطر اینکه هیچوقت انرژی های نوین نمی توانند جایگزین سوخت کشتی های حمل و نقل کالا یا جایگزین جت و هواپیمای حامل مردم و مسئولیت های اجتماعی بشوند و خیلی از محصولات پتروشیمی که در دنیا ما را احاطه کرده محصول گاز خوراک اصلی گاز طبیعی در تولید محصول پتروشیمی است بنابراین ایران بدون اینکه با این ذخیره خدادادی که دارد با مدیریت دانش و حضور مشارکت فکرافزاری نخبگان مجرب و وفادار به نظام کشور قادر خواهد بود که این پشتوانه را در مسیر استفاده از این تکنولوژی ها قرار دهد و بلافاصله با مدیریت آن و در دست گرفتن کنترل این برنامه های مدیریتی و علمی، خودش را با استفاده از این تکنولوژی ها وارد عرصه زنجیره جهانی با تمام مزیت ها شود بدون اینکه هیچ تحریمی روی آن تأثیر بگذارد.
بنابراین چین با ارزشی و آتیه اقتصادی و تثبیت موقعیتی که برای خودش ایجاد کرده و بدنبال تثبیت بیشتر آن است می تواند رمز ارزها را کنترل کرده و خودش را از حیطه سوئیفت (همانطور که می دانیم چاپ دلار مثل کاغذ دیواری می مونه که هیچ پشتیبانی نداره) و متأسفانه چاپ می شود و چون تمام گردش جهانی را در اختیار دارد و به عنوان یک پول جهان شمول هست هرگونه تورمی را به کشورهای دیگر تحمیل می کند اما خودش کمتر از بقیه کشورهای دنیا دچار تورم می شود و نیازی هم به پشتوانه ای برای تولید این پول ندارد بنابراین مدل رمز ارزها و موقعیت اقتصادی جدید چین دچار آشفتگی جدی و انقطاع داستان دلار آمریکا و سیطره و سلطه آمریکا شده که اعتقاد ما این است که همین عوامل باعث جنگهای بیولوژی و بسیاری از مسائل اخیر شده و ایجاد تفکر برای ساز و کار قوانین پلتفرمها از جمله GDPR و PSD2 و مواضع اخیر G7 (کشورهای هفت) که می خواهند روی نوآوری فعالیت کنند و نقطه ضعف هایشان را متوجه شدند. پس ایران وارد فرصت خدادادی بسیار عظیمی شده که با همه زیرساخت های اولیه و حضور مدیریتی و مردمی کمیته های نخبگان می تواند در کنار یک همدلی مردمی و دولت افق جدید 1400 با استفاده از این تکنولوژی ها برای خودش تثبیت موقعیت ایجاد کند و موقعیت هایی که خیلی کشورها در طول دو سه دهه بدست آوردند را با توجه به ذخایر عظیم انرژی با سرعت خیلی بیشتری به دست آورد ضمن اینکه در ایفای موارد صیانتی از انرژی خودش بیشتر تعامل داشته باشد و به جای خام فروشی به سمت محصولات نهایی فروشی حرکت کند و زنجیره تولید و ارزش انرژی را در خود کشور با ایجاد خط و مشی ها تکمیل کند و فروش محصول نهایی انجام دهد با ارزش افزوده بالا و این فروش را از طریق بلاکچین وارد زنجیره ارزش جهانی کند بدون اثر تحریم ها و براساس سیستم قدیمی Ttrus.
پس به این ترتیب راهکاری که ارائه می شود در عرصه سند 25 ساله همکاری ایران و چین (در اینجا یکی از دلایل استقبال و اشتیاق کشور چین برای امضای سند 25 ساله با ایران مشهود و مشخص تر می شود) برای اینکه چین پالیسی به نام یک کمربند و یک راه، تدبیر کرده که سالها با توجه به اینکه مجموعه پتروسینا پارسیان ( پدکو) حضور فرهنگی و تنگاتنگ و مشارکتهای استراتژیک با کشور چین از سال 1975 داشته، کاملا این راهکارها و فرهنگ ها و نکات ظریف و این دانش وجود دارد برای تعامل با چین و ما کاملا در این موضوع یک کمربند یک راه در این سیاست ها حضور داشتیم و در بسیاری از موارد نقش مشاورتی داشتیم و نمونه های اولیه موفق بین المللی را با کشور چین را در سال های گذشته در زمان شروع انقلاب صنعتی چهارم و قبل از آن ایفا کردیم (که رکوردهای آن در وب سایت شخصی موجود است) و بنابراین این سند 25 ساله و این یک کمربند یک راه (چین با جی تی پی نرخ رشد ناخالص ملی که با حضور در زنجیره ارزش جهانی به صورت دو رقمی در تمام بحران های مالی جهان بالا می برد می خواهد به تثبیت موقعیتی برسد که آقای اقتصادی جهان باشد پس مدل گردش مالی را با استفاده از تکنولوژی تغییر داده که زیر سلطه دلار نباشد و مستقل عمل کند و ارزش واقعی یوان خودش را در قالب رمز ارز و با احراز بخشیدن آن و محرز کردن موقعیت رمز ارز خودش (با قراردادن دولت و خزانه پشت این ماجرا، اعتبار بخشی بزرگی کرده و این اعتماد به وجود می آید و در دنیا نهادینه می شود.
یک کمربند یک راه یک مرز اقتصادی مشترک هست که از چین و آسیای جنوب شرقی شروع می شود و کشورهای مدرنی مانند سنگاپور در بر می گیرد کشورهایی که پتانسیل بالفعل قوی مثل ویتنام دارند و تمام کشورهای خاورمیانه را شامل می شود که ایران از همه لحاظ ظرفیتی و حتی نظامی از همه این کشورها بالاتر است و حتی مشارکت روسیه (روسیه به دلیل دارا بودن ذخایر انرژی و گاز و اینکه در تعامل با اروپا هست به نوعی رقیب چین محسوب می شود) ولی با توجه به اینکه دنیا در عصر دیجیتال به هم رقابتی رسیده، این حضور وجود دارد و قابل توضیح است، قسمتی از شمال آفریقا را شامل می شود و به کل کشورهای اروپا و این مرز اقتصادی مثل تاریخ گذشته که چین و روم و ایران و توران بوده که هر کدام بعد از مدتی حمله نظامی می کردند و مرزهایشان را گسترش میدادند بدون اینکه حمله نظامی انجام دهد، مرز مشترک اقتصادی ایجاد شود برای اینکه چین به این نتیجه رسیده که برای تثبیت موقعیت اقتصادی باید به عرصه جهانی از طریق سرمایه گذاری ورود پیدا کند و برای اینکه موقعیت اقتصادی خودش را حفظ کند نیاز به منبع انرژی هیدروکربنیک مستقل و خارج از سلطه آمریکا دارد که در حال حاضر فقط ایران است. بنابراین ایران یک نقش سوپراستراتژیک و ژئو پلیتیکال هم از لحاظ موقعیت سوق الجیشی و منطقه ای خودش و هم از لحاظ ظرفیت های توضیح داده شده در این همکاری تا حدی طولانی مدت در آینده با چین خواهد داشت.
ایران قدرت نظامی کافی در منطقه دارد، بنابراین بهترین زمان برای ایران است که با شناسایی این موقعیت و تبیین نقاط مشترک مذاکره تعامل در جزئیات توافق نامه 25 ساله ایران هم تثبیت موقعیت خودش را انجام دهد.
چینی ها باید در دنیا پول هزینه کنند و آمادگی دارند که تثبیت موقعیت اقتصادی خودشان را حفظ کنند. باید این ذخیره ارزی را شروع به سرمایه گذاری کنند که در این مرز مشترک اقتصادی که ایران بزرگترین سهم رو می تواند داشته باشد و استراتژیک ترین و مهمترین هم پیمان اقتصادی را می تواند داشته باشد و خودش رو از بعد اقتصادی در اقتصاد مقاومتی در جهان مطرح کند.
شرکت های دولتی دارایی ها مشهود و نامشهود مردمی را به عهده دارند و شرح شغلی آنها حفظ منافع مردم و تامین مالی برای خودشان هست. به این ترتیب برنامه ریزی کردیم که با توکنایز کردن دارایی این شرکت ها و مد نظر قرار دادن هدف طولانی مدت یعنی کامل مردمی شدن اقتصاد و محول شدن اقتصاد به مردم، اما با شیوه و کاربستی که هیچگونه ضرری برای فعلیت و زمان حال وزارتخانه ها در تأمین مالی و بودجه آنها ایجاد نکند، ضمن اینکه مجدد از سوی دیگر برعکسش باعث نشود که برای ایفای این شرح شغلی در دولت جدید با بهینه سازی همان مسیرهای قبلی مجددا با خط و مشی اشتباه باعث تقویت شرکتهای دولتی در قالب دولت بدون برنامه واگذاری به مردم و بدون مشارکت مردمی بشویم و بنابراین ناخودآگاه باعث شویم که این شرکت ها علیرغم اینکه تمام پروسه های بروکراسی اخذ مجوزهای کسب و کار تسریع شود، اما در نهایت وقتی که مردم وارد بازار سرمایه می شوند خودشان را در مقابل بزرگترین رقیبشان که خودشان هستند، یعنی مردم را در مقابل شرکت های مردمی ببینند، ما باعث نمی شویم که این اتفاق بیفتد و برای اینکه این شرح شغلی ایفا شود از این سمت به صورت افراطی جلو برود و تقویت شود، این شرکت ها بدون مشارکت مردم اداره شوند و حجمشان بزرگتر شود و بدون استفاده از تکنولوژی هم امکان تخلف اقتصادی در آنها بیشتر شود و هم دوباره روز به روز رقیب بزرگتری در مقابل خود مردم باشد در حالیکه به نام شرکتهای مردمی هست، بنابراین به این ترتیب ما این امکان را میدهیم که شرکت های دولتی با توکنایز کردن و استفاده از بلاکچین و از سوی دیگر با ایجاد خط و مشی های حرکت به سمت ساختن رمز ارزهای ایرانی و دولتی و حتی ایجاد بورس هایی با پشتوانه بلاکچین در ایران انجام شود. برای اینکه ما بتوانیم به ظرفیت های تولید خصوصا پتروشیمی و حتی همه ظرفیت های تولیدی سرعت بخشیده و آنها را وارد بورس کنیم، که قابلیت توکنایز شدن آن سهام را دارد. بنابراین با توجه به شخصیت عظیمی که از لحاظ انرژی و ذخایر انرژی و فکرافزاری و رقابت نیروی انسانی که در ایران وجود دارد در زنجیره ارزش جهانی امروز و این مزیت های مطلق این امکان رو میدهد که تمام اشخاص حتی حقیقی و حقوقی در دنیا هم بتوانند بدون هیچ گونه اثری از تحریم ها این سهام بورس را خریداری کنند و سود کلانی ببرند.
بخاطر اینکه ورود این ظرفیت ها با استفاده از این تکنولوژی به عرصه بین المللی باعث ناگهانی جهش چرخه رونق اقتصادی برای ایران و بالا رفتن این سهام و یک بومینگ و یک ترقی عجیبی می شود و تحول عجیبی ایجاد می کند که متعاقبا در مسیر برگشت باعث تحول اقتصادی در ایران می شود و باعث تحول و انگیزه مندی تغییر شغلی متعالی تر برای شرکت های دولتی می شود و بجای اینکه کارشان حفاظت از شرکت های مردمی شود که باعث رقابت در مردم و ایجاد تخلفات مالی هم شود، این اختلاس ها باعث تعالی شرح شغلی آنها شده و بنابراین ما با راهکارهایی که در قسمت مدلهای کسب و کار در کمیته استراتژی که گزار ارزشهای محرمانه هست، خواهیم توانست با ایجاد این بستر و همه مزیت هایی که ارزشهای مشهود و نامشهود را در اختیار وزیر مربوطه یا رئیس ارگان دولتی مربوطه از محل شرکت های مردمی زیرمجموعه دولت یا بانکها قرار می دهیم. با مدیریت زنجیره ارزش بدون اینکه اینها با هم ادغام شوند و ایجاد وزن بیشتر و مقاومتها و دردسرهای بیشتری برای آن وزارتخانه یا ارگان و هزینه ها و توقف های بیشتری شود.
به این ترتیب جلوی اختلاس ها گرفته می شود. از سوی دیگر این بستر برای همگام تر شدن با کشورهایی مثل چین که در حال حاضر اریکه اقتصادی در دست آنهاست، موقعیت خودمان را سریعتر و با توانی که داریم تعریف کنیم و در یک تعامل آنها را مجاب کنیم. در آن راهکارهایی که توضیح داده شد توسط افراد خبره و مجرب بین المللی مخصوصا کسانی که با چین کار کردند پتروسینا پارسیان ( پدکو) با بیست و چهار سال سابقه به عنوان چینولیسم و تجربه بسیار موفقی که داشته، برای تعامل درست، چینی ها را برای اینکه به آنها تفهیم کنیم که در یک فضا و بستر چندبرده نه اینکه برد مطلق برای ما در یک فضای چند برده و عادلانه مطابق با موازین اسلامی و شرعی خودمون و شایسته سالاری که در شرع مقدس ما ازش اسم برده که هر کسی این حق را دارد که مطابق شایسته سالاری در این دنیا نشاندار بشه، چین را متقاعد کنیم و تفهیم که ما جایگاه خودمان را می شناسیم و جایگاه ایران متفاوت با ده سال قبل و آینده هراسی از آمریکا هست و از این امتحان سربلند بیرون آمده و چینی ها متوجه خواهند شد که ما جایگاه خودمان را کاملا از لحاظ نقشی که برای تثبیت موقعیت اقتصادی آنها که بخش بسیار مهمی یکی از پایه های این چند پایه پلتفرم اساسی که چین بتواند روی آن مستحکم باقی بماند نقش خودمان را می دانیم و آنها را به این ترتیب از لحاظ تخصصی مجاب خواهیم کرد با ارائه برنامه های پروژه های مشخص که توضیح داده خواهد شد، که تکمله پاشنه آشیل و نهایی و نقطه عطف این راهکار هست، سرمایه های چینی ها را از طریق بلاکچین و از طریق ارتباط بین ریال ارز رمز و یوان رمز ارز دولتی و حتی در قالب سیستم تراست فعلی تا زمانی که رمزارزها به نتیجه قطعی برسند و نمونه اولیه خودش را طی کند. در قالب تعریف سوئیفت یوان و ریال ایران بدون حضور دلار این رابطه را تعریف می کنیم و چینی ها را متمرکز می کنیم برای سرمایه گذاری و تولید محصول پتروشیمی و محصول نهایی و تکمیل زنجیره ارزش انرژی در کشور به جای خام فروشی و خود اون محصولات نهایی و ارزش افزوده آنها با یک رقابت و قیمت رقابتی تری می توانند به عنوان بازپرداخت سرمایه گذاری های خارجی تلقی بشوند و به صورت فروش محصول در ازای سرمایه گذاری به ارزش افزوده بالایی برای ما تبدیل بشود و برای چینی ها هم کاملا به جای خرید این محصولات و تأمین آنها از بازارهای دیگر یک امنیت تأمین ذخیره ها ایجاد شود و این قطر اقتصاد مشترک ما را و استراتژی و گزار ارزشهای استراتژی دو کشور را بزرگتر می کند و نقش ایران را در این موقعیت تثبیت اقتصادی جهانی کاملا به منصه حضور اعلا میرساند و چینی ها هم خوشحال خواهند بود که این امنیت را از ایران دارند. با قیمت رقابتی بهتر و بدون دخالت هیچ تحریمی و بنابراین خود آن محصولات نهایی برای چینی ها محصولات آغازین در تولید کالاهای مصرفی و کالاهای تکنولوژی و ورود آن کالاهای نهایی تولید شده به زنجیره تقاضای جهانی و به این ترتیب ورود محصولات نهایی پتروشیمی ایران به زنجیره ارزش جهانی می شود از طرف دیگر این امکان را ایجاد می کند که حضور فکرافزارهای ایرانی هم در کارخانه ها و شرکت های چینی با رقابت قیمتی بهتر و همچنین هم افزایی فکری و استراتژی بخش بیشتری پیدا کند و متعاقبا مدل های کسب و کاری که مدل کسب و کار شرکت های مشترک هست رو که در قسمت مدل کسب و کار بالا و توضیح داده شده که گفته حائز گزار ارزش ها به صورت فراگیر و با مقیاس بالا در یک بستر کاملا دیجتیالی ارائه خواهد شد بالا برده به این ترتیب که ما نقطه عطف این ماجرا اینجاست ما خواهیم توانست با تعریف شرح شغلی VC برای صندوق ها و دارایی های مشهود شرکت های دولتی در قالب 20% اولیه سرمایه گذاری و براساس استفاده از این تکنولوژی با راهکارهایی که در قسمت مدل های کسب و کار توضیح داده شده 80% مبلغ باقی تأمین مالی را از طریق چین با در دست داشتن بزرگترین ذخیره ارزی انجام بدیم و به این ترتیب با ایفای مدل های کسب و کار و مدل های مشارکت و مدل های شراکتی که تعریف شده و پتروسینا پارسیان (پدکو) مدل های شراکتی را اجرا کرده، مدل های شراکتی موفق را با قبلا با چین اجرا کرده و حائز track recorder و ثبت موفقیت ها و این گزار ارزش های موفق قبلا با چین هست ما می توانیم شرکتهای خصوصی که دارایی ها نامشهود فکری را دارند در خود ایران به شکل زنجیره و با رنگ های مختلف و توانایی های مختلف ارزش گذاری کنیم و اینها در یک مدل مشارکتی برای اجرای پروژه ها در ایران آماده کنیم و 20% از پروژه هایی که می توانند خروجی آن در زنجیره ارزش جهانی و حتی در بازار داخلی و حتی در بازار چین با استفاده از این تکنولوژی معنا و مفهوم و حضور و ورود پیدا کند را تعریف کنیم و با نحوه تامین مالی و قراردادن دارایی های مشهود این شرکت های دولتی که اعمشون بیمه ها و صندوق های تأمین مالی مردمی یا اجتماعی هستند را به عنوان VC (verther capital) در نظر بگیریم و از طرف دیگر CVC ها (شرکت های بزرگ) را از کشور چین و از کشورهای دیگر با استفاده از بلاکچین و رمز ارزها وارد کشور کنیم و با به نمایش گذاشتن و به رخ کشیدن ظرفیت های مطلق و رقابتی و اثربخشی بالامون نه تنها تولید محصولات نهایی انرژی را در ایران به انجام برسانیم بلکه با مزیت های خیلی بالایی برای چین برای تولید محصولات نهایی و کالاهای مصرفی برخوردار هست بلکه تولید انواع محصولات دیگر و انواع کالاهای دیگر را با همکاری چین در ایران به عنوان مرکز کارگاهی خاورمیانه و بزرگترین کارگاه منطقه ای خاورمیانه حتی برای بازارهای اروپا را داشته باشیم و از ظرفیت های تولیدی ایران و باروری آن هم از این تکنولوژی استفاده کنیم و به این ترتیب ما یک زنجیره و شبکه ای را از همکاری مردمی در قالب شرکت های ایرانی با راهکارها و کاربست هایی که به تفسیر و جزئیات در قسمت مدل های کسب و کار در گزار ارزشهای (محرمانه توضیح داده شده) با حضور شرکت های خارجی در ایران و همکاری آنها با شرکتهای ایرانی در قالب مشارکت و با تأمین مالی از سوی چین در ازای مبادله این موقعیت دو جانبه و بده بستان اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و ژئوپلیتکال خصوصا اقتصاد انرژی کار کاملا اسلامی و اقتصاد مقاومتی اسلامی را مطابق شرع مقدس اسلام و حکومت اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران پیاده می کنیم و در گام دوم انقلاب نقش بسیار موثری را در این نقطه بدون اینکه اجازه کوچکترین انحرافی دهیم ایفا خواهیم کرد به این ترتیب که تمام شرکت های دولتی زیرمجموعه با نقش ایفای 20% از حضور در پروژه ها و ایجاد سرمایه اولیه حضور خواهند داشت و شرکت های خصوصی ایرانی، شرکت های خارجی را در قالب تأمین 80% دیگر به میدان خواهند آورد بعنوان بخش خصوصی توانمند که این ها رنکینک می شوند و دارایی های نامشهود آنها مشخص شده و خط و مشی های جدید دولت پشتوانه برای آنها قرار می گیرد پس به این ترتیب ما با جذب سرمایه گذاری بدون اینکه احتیاج به خام فروشی داشته باشیم و فقط تکیه به خام فروشی نفت کنیم خواهیم توانست خیل کثیری از حجم و عظیم سرمایه هایی را از خارج وارد ایران کنیم و تغییر مشاغل شغلی شرکت های دولتی را به صورتی که شایسته آنهاست انجام دهیم بدون اینکه دخالتی در امور مردم و بازار سرمایه داخلی محدود که هنوز بین المللی نشده و اینهمه ایجاد اقیانوس قرمز و قرمزتر شدن هر روزه آن کنیم و بدون اینکه مانعی برای مردم ایجاد شود و بدون اینکه این پویایی از بین برود و از طرف دیگر بانک ها هم خواهند توانست شرح مشروح شغلی جدیدی را که برای آنها تعریف کردیم که صدها بار بالاتر از شرح شغلی در حال حاضر که ورودشون به بازار سرمایه اشتباه است برای آنها معین کنیم با کنترل کریدور ورود مالی و تبدیل شدن بانک های ما از Retail Banks (بانک های خرده فروشی) به Corporate Banks (بانک های شرکتی) Ivesement Banks (بانک های سرمایه گذاری) و Private equities (سهام خصوصی) و بانک های مختلف تخصصی صنعتی و بنابراین مشروح شغلی قوی برای همه ایجاد می شود و به این ترتیب این راهکار به سمتی جلو می رود که وزارتخانه ها در حال حاضر نه تنها در آنها توقفی ایجاد نمی شود بخاطر اینکه ناگهان و به طور یکشبه نمی توانیم توقع داشته باشیم که این اقتصاد به صورت ناگهانی به سمت مقاومتی ببریم جلو و ناگهان همه شرکت ها را واگذار کنیم به مردم و این سوال و ریسک به وجود می آید که آیا این اتفاق قادر هست که توسط مردم با واگذاریشون یا حتی در واگذاری آیا واقعا به افراد شایسته سالار می رسد یا نه و خیلی از سوالهای دیگر، همه ریسک ها از بین می رود و تحت لوای یک ترکیبی از استفاده و درک تکنولوژی و در خط قرار گرفتن استفاده از دانش از طریق مشارکت پتروسینا پارسیان (پدکو) و انجمن نخبگان خصوصی در ایران و مدیریت این کار در یک پروسه زمانی ـ اجرایی می توانیم آرام آرام درآمدهای شرکت های دولتی را بالا ببریم.
به این ترتیب به جای تفکر روی بازار داخلی و به جای اینکه روی Price Centrixceling (قیمت محوری) در مدل کسب و کار قدیمی، که تمرکز آن فقط روی فروختن محصول بوده و از روی نیاز مردم محصول را طراحی می کرده و بعد براساس هزینه رقابتی صحبت می کرده، دیگر نیست بلکه رویVBS (value base celing) می آید یعنی مبنایی که پیدا می کند با استراتژی عمل می کند که ارزش خدمات و محصول و روی ارزش ها، روی زنجیره ای از ارزش ها برای مشتری کار را پیش می برد و فقط یک سرویس تنها برای فروش نیست، یک زنجیره ای از ارزش های متعددی را بعنوان value base celing (سقف پایه ارزشی) به صورت تخصصی تر به مشتری ارائه می دهد و گزاره ارزش ها را شناسایی می کند و اهدافی را در قالب پکیج و بسته های تجربه ای، فروش تجربه به بازار جهانی را با ارائه تمایزها به منصه ظهور می رساند و مجموعه ای از زنجیره ارزش ها و مبنای مستندسازی و اثبات این ارزش ها را برای مشتری ایجاد می کند و تمام ارزشمندی ها را با تمایز و نسبت تمایزش را به نوعی گارانتی می کند برای کشوری که می خواهد سرمایه گذاری کند در عرصه بین الملل و در زنجیره تقاضا و زنجیره ارزش جهانی بعلاوه اینکه بستر آن را آماده کرده براساس بلاکچین خارج از تحریم ها این بستر آماده شده و با نمایش مدیریت کردن این موضوع به صورت اجرایی این گزار ارزش ها را به صورت تخصصی، حتی بالاتر از اهدافی که خود سرمایه گذار فکر کرده را ارائه می دهد، حتی پکیج های تجربه را ارائه می دهد و حالت دوم این است که این گزار ارزش ها را به صورت کمی ایجاد می کند و کاملا براساس راه حل های صنعتی و براساس Product Solutions (راه حل های محصول) یعنی هم براساس Product Centric View و هم براساس Customer Centric View برنامه ریزی میکند و تنظیم بندی می کند و مشتری را به این صورت به یک تعلق و تدبیر بزرگی می رساند و یک ارتباط خیلی قوی از لحاظ ارزش کار ایجاد می شود در کسی که می خواهد در این بستر محیا سرمایه گذاری کند. در کنار این اهمیتی که در اینجا دارد این خدمات را به صورت B to B (Business to business) (کسب و کار ـ به ـ کسب و کار) ارائه می دهد و مدل ما مدلی هست که b to b هست و خیل کثیری از منابع مالی را با ایجاد این بستر و با ارائه اینسایت و تدبیر نمایش تسلط بر موقعیت ها و دانش و تمایزهایی که ایجاد می شود براساس value Based Selling (فروش بر اساس ارزش) VBS به سرمایه گذار ارائه می کند که بسیار جذاب خواهد بود و فوق العاده این قضیه به شدت استقبال خواهد شد چون بسترش آماده است.
بنابراین قدرت و توانی ایجاد می شود که ظرفیت های ایران بتواند ورود پیدا کند انطباق پذیری به سرعت پیدا کند و تمام مضامین علوم اقتصاد و کسب و کار در دنیا و از جمله مبحث ESG (Environment Social Government) که بخاطر ماهیت شرکت های دولتی ما و این روندی که برای بردنشون به سمت مردمی کردنشون و نهادینه کردن اقتصاد مردمی و مقاومتی تدبیر کردیم و برنامه ریزی کردیم بسیار انطباق پذیری هوشمندانه پیدا می کند با پروژه هایی که در قالب ESG در دنیا جلو می روند و به راحتی می شود پروژه های Environment طراحی کرد مثل پروژه های فروش محصولات نهایی زنجیره ارزش نفت و محصول نهایی فروخت، هم social می شود براساس صندوق های بیمه و سرمایه گذاری و اجتماعی که وجود دارد و بازنشستگی که برای مردم هست و می شود پروژه های متعددی برای آنها تعبیه کرد و تفکر و برناهم ریزی را طرح ریزی کرد و بستر را برای سرمایه گذاری عظیم آماده کرد و با ارائه گزار ارزش ها و value Based Selling (فروش بر اساس ارزش) به مشتری و نمایش از دانش و تعقل و تفکر این قضیه و اختیار داشتن سرمایه نیروی انسانی کاملا سازگار و رقابتی و هوشمند بسیار این طرحی موفقی خواهد شد برای اینکه در این مسیر جلو بریم و بتوانیم این ماجرا را پایه ریزی کنیم.
یکی از این مضامین که در این ماجرا هم وجود دارد Product centric value way ceiling (سقف پایه ارزش محور محصول) هست یعنی ما هم محصولات را Product centric value base ceiling (سقف راه ارزش محور محصول) انجام بدیم هم مشتری های زنجیره ارزش جهانی را customer centric value base ceiling (سقف پایه ارزش مشتری محور) انجام بدهیم. خصوصا برای پروژه های ESC که تعریف کردیم به نحو احسنت با مدل های کسب و کاری که به صورت خلاقانه و خردمندانه قبلا Prototype (نمونه اولیه) آنها را اجرا کرده پتروسینا پارسیان (پدکو) ، آن را اجرا و ایفا کنیم و هم در مسیر شکوفایی کشور هم در Positioning (تثبیت موقعیت) موقعیت اقتصادی در عرصه بین الملل و جهان شمول فکر کنیم براساس شایستگی ظرفیت هامون، هم بسترش را آماده کنیم و هم اعضای خودمان را جدا از تکیه بر محصول و فروش نفت به سطحی برسانیم که از لحاظ نیروی انسانی حتی از لحاظ حضور و (avernes) بجای اینکه اسم فرهنگ سازی به کار ببریم مسئله ejucation ، تعلیم و avernesها رو مطابق بین الملل بالا ببریم و نیروی انسانی را بلافاصله با یک جهش کاملا مدبرانه و کارا و قابل اجرا به سطحی برسانیم که خودشان سرمایه های بزرگ نامشهود (سرمایه های فکرافزاری) محسوب شوند و همه جانبه در این مسیر تعامل اقتصادی داشته باشیم تا بتوانیم ظرفیت هامون رو به بالاترین ارزش افزوده ورود به ارزش جهانی کنیم و آنها را در تأمین بودجه دچار ریسک و اضطراب و استرس نکنیم. بلکه در قالب یک برنامه چندساله در دولت جدید آرام آرام حضور مردم و مشارکت مردم را با استفاده از راهکارها و جذب سرمایه گذاری خارجی توسط بخش های خصوصی و ارائه این راهکار به بخش های خصوصی و فقط با ایجاد خط و مشی هایی که به تفسیر توضیح داده شد از طرف دولت جدید برای حمایت از مردم و شرکت های مردمی و تشویق آنها به ایجاد شرکت و اینکه خود مردم این 80% را از طریق Capital Corporation (شرکت سرمایه) با ایجاد بستری که برای آنها با استفاده از تکنولوژی مهیا می کنیم، مردم خواهند توانست بین 400 تا 500 درصد درآمد شرکت های دولتی را بالاتر ببرند و خودشان از این منتفع شوند، آن شرکت ها یک نوع استراتژی Defensive (دفاعی) را ایفا می کنند یعنی فقط 20% مشارکت خواهند داشت ولی آن 20% حجم خیلی بالاتر و پویاتری از اینکه صددرصد یک چیزی را کامل به عهده داشته باشند را برای آنها به بار خواهد آورد، که چند صد برابر بیشتر می شود و ضمنا استراتژی دفاعی و کوچک شدن شرکت های دولتی هم به نوعی ایفا شده بدون اینکه لطمه ای به بودجه آنها خورده شود از طرفی تمام منابع آنها بدون اینکه ادغام غیرعلمی و حقوقی شود، به صورت استفاده از تکنولوژی ادغام زنجیره ارزش و امنیت سازی آن و دورماندن و محفوظ ماندن از تمام تخلفات مادی و اقتصادی ژن خوب و افراد رانت باز صورت می گیرد و به این ترتیب این راهکار پیاده می شود به صورتی که تمام جامعه به یک تعالی اقتصادی ـ سیاسی و بلوغ اجتماعی و امنیت ملی قوی خواهند رسید.
بنابراین این تصمیم گرفته شده که در یکی از وزارتخانه ها به عنوان نمونه اولیه این کار شروع شود و تمام زیرساخت های آن مهیا شده و به انجام برسد و تمام تجارب موفقی را که در طول بیست و چند ساله مجموعه پتروسینا پارسیان ( پدکو) کسب کرده، به کار بگیرد و برای اینکه نمونه ای موفق شود برای تسری آن در کل هیئت دولت و ایفای آن در شرکت های فرادولتی و بانک ها به نتیجه برسد، تا این اتفاق صورت گیرد.